|
مصاحبه شبکه سلام با استاد حسنی قزوینی درباره شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها منبع خبر : سایت موسسه تحقیقاتی ولی عصر ( عج ) آقاي هدايتي به مناسبت شهادت حضرت فاطمه (سلام الله عليها)، بطور خلاصه و فشرده، نظر ابن تيميه در مورد حضرت فاطمه (سلام الله عليها) چيست؟ استاد حسيني قزويني در رابطه با حضرت فاطمه (سلام الله عليها) و اميرالمؤمنين (عليه السلام) و أهل بيت (عليهم السلام) کسي که آثار ابن تيميه را خوانده باشد در منهاج السنه که بهتر است بگوئيم منهاج البدعه، بغض و کينهاش به أهل بيت (عليهم السلام) کاملا روشن است. إن شاء الله در فرصتهاي آينده، نظر شخصيتهاي علمي علماي أهل سنت معاصر و بعضي از اساتيد دانشگاه و مولفان و نويسندگان نامي را جمع ميکنم که همگي به صراحت ميگويند بخاطر جسارتهايي که ابن تيميه به اميرالمؤمنين (عليه السلام) و أهل بيت (عليهم السلام) و حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) دارد، شکي در ناصبي و منافق بودن او نيست. يکي از مواردي که برخي از انديشمندان أهل سنت، حتي برخي معتدلين مثل حسان بن فرهان مالکي او را نقد ميکند و نميتواند زبان خود را از بدگوئي به ابن تيميه باز دارد، عبارتي است که ابن تيميه در منهاج السنه، ج4، ص245 با کمال وقاحت ميگويد: اينکه حضرت فاطمه (سلام الله عليها) آمد پيش ابوبکر و فدک را طلب کرد و ابوبکر هم فدک را به او نداد، از مصاديق منافقين است که قرآن درباره آنها ميگويد: وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ (توبه/58) و ميگويد: فمن مدح فاطمة، بما فيها اشتبه من هولاء. کساني که مدح حضرت فاطمه (سلام الله عليها) تلاش ميکنند، در او شباهتي از منافقين است. وقتي آقاي محمد زکي الدين ابراهيم از علماي بزرگ مصر و الازهر به اين تعبير ميرسد، ميگويد: ابن تيميه کسي است که بغض أهل بيت (عليهم السلام) در سينه دارد و نسبت به حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) جسارت کرده تا جايي که او را منافق مينامد العياذ بالله. و مع ان ابن تيمية انحرافات شتي فلعل من اوقحها هذا الانحراف اللئيم. ابن تيميه انحرافات زيادي داشته و از وقيحترين انحرافاتش، همين جسارت به حضرت فاطمه (سلام الله عليها) است. کلمه الرائد، ج2، ص546 استاد حسن سقاف از دانشمندان معاصر اردن است و ميگويد: ابن تيمية يحتج کثير من الناس بکلامه و يسميه بعضهم شيخ الاسلام و هو ناصبي عدو لعلي (عليه السلام) و وسمها فاطمة بأن فيها شعبة من النفاق. بعضي از افراد به سخنان ابن تيميه استدلال ميکنند و او را شيخ الاسلام مينامند. او يک فرد ناصبي و دشمن اميرالمؤمنين (عليه السلام) است و گفته که حضرت فاطمه (سلام الله عليها) شعبهاي از نفاق در او است. التنبيه و الرد، ص7 همچنين حافظ احمد بن محمد صديق که از علماي معاصر بوده و در سال 1380 از دنيا رفته، ايشان ميگويد: و كيف لا يلزم بالنفاق مع نطقه قبحه الله تعالى بما لا ينطق به مؤمن في حق فاطمة سيدة نساء العاملين رضي الله عنها ... فقد قال في السيدة فاطمة البتول: أن فيها شبها من المنافقين الذين وصفهم الله تعالى في قوله: "فان أعطوا منها رضوا و ان لم يعطوا منها إذا هم يسخطون" قال لعنة الله عليه: فكذلك فعلت هي إذ لم يعطها أبو بكر رضي الله عنه من ميراث والدها صلى الله عليه و سلم چطور ابن تيميه را منافق ندانيم، با اينکه نسبت به حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) وقيحترين عبارت را آورده است و گفته که در حضرت فاطمه (سلام الله عليها) شباهتي از نفاق هست که قرآن در مورد آنان ميگويد: فان أعطوا منها رضوا و ان لم يعطوا منها إذا هم يسخطون. در ادامه ميگويد لعنت خداوند بر ابن تيميه باد ... . البرهان الجلي، 53، چاپ اول سال 1389 البته سخن زياد است، ولي قرار شد به اختصار پاسخها را عرض کنيم و به همين مقدار اکتفاء ميکنيم. آقاي هدايتي در يکي از نماز جمعههاي استان سيستان و بلوچستان، يکي از همين دلدادگان وهابيت که دل در گروه وهابيت داده، منکر شهادت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) شده است. در اين باره توضيحي بفرمائيد. استاد حسيني قزويني در اين رابطه، چند روز پيش ديدم که پيامهاي متعددي براي من آمده از استان سيستان و بلوچستان که در نماز جمعه به حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) و اميرالمؤمنين (عليه السلام) جسارت شده است. من معمولا مقيد هستم که نماز جمعههاي اين استان و مدينه را گوش ميدهم، ولي به خاطر کسالتي که داشتم نتوانستم گوش کنم، ولي متن نوار را برايم پياده کردند و آوردند. اينها از دلدادگان وهابيت و پس ماندههاي خوارج و منافقين هستند که اينچنين متهورانه نسبت به ساحت مقدس حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) و اميرالمؤمنين (عليه السلام) جسارت ميکنند و احساسات 400 ميليون شيعه را با اين سخنان ياوه خود، جريحه دار ميکنند و هدفشان جز ايجاد فتنه و اختلاف ميان مردم نيست. همانطوري هم که شما گفتيد، من تلفنهاي متعددي از زابل و زاهدان و شهرهاي ديگر داشتم و گفتم که هيچ عکسالعمل تندي نشان ندهند. چون هدف دشمن اين است که يک سري افراد ياوه را بفرستند تا با ياوه گوئيها، زمينه اختلاف ميان شيعه و سني و مسلمانان را ايجاد کنند. البته ما با برادران أهل سنت، چه در خارج و چه داخل کشور، هيچ مشکلي نداريم. حتي در استان سيستان و بلوچستان، 95% أهل سنت استان، کاملا با شيعه همگام است. ولي 5% دلداده وهابيت هستند و رابطه تنگاتنگي ميان حوزه عليمهشان با عربستان دارند. با پولهايي که از عربستان يا امارات و پاکستان ميآيد، اينها خود را ميبازند. آقاي عبدالمجيد اسماعيل شهبخش امام جمعه زاهدان که متأسفانه جزء سرخوردگان و واپس گرايان سياسي هم هست، وقتي در خطبههاي قبل از نماز جمعه صحبت ميکند، در مورد حضرت فاطمه (سلام الله عليها) که حضرت علي (عليه السلام) با او ازدواج کرد، اين تعبير را به کار ميبرد: پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، حضرت فاطمه (سلام الله عليها) را به حضرت علي (عليه السلام) که يک فقير به تمام معنا بود داد. در حقيقت ما اين را جسارتي ميدانيم به ساحت مقدس آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام). بعد ميگويد: اين صحبتهايي که در مورد شهادت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) مطرح است، دروغ محض است و هدف آنها تخريب ابوبکر و عمر نيست، بلکه ميخواهند شخصيت علي (عليه السلام) را تخريب کنند. علي (عليه السلام) که شير خدا و اسد الله الغالب بود و درب خيبر را با يک دست بلند کرد، چگونه حاضر ميشود ببيند که حضرت فاطمه (سلام الله عليها) را جلوي چشمش مضروب کنند و بعد دخترش را به عقد ضارب (عمر) در بياورد... با اينکه ميگويد قبر حضرت فاطمه (سلام الله عليها) نامشخص است، مگر قبر عايشه و سه دختر ديگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مشخص است. بين اينها، قبر حضرت فاطمه (سلام الله عليها) حدودش معلوم است... ميگويند حضرت فاطمه (سلام الله عليها) را شبانه دفن کردند و ... درجواب ايشان مي گوييم که اين آقايان يا خودشان به مدينه نرفتهاند و خداوند توفيق را از اينان گرفته يا ميتوانستند از افراد ديگري که به مدينه رفتهاند سوال کنند و ببينند که قبر زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مشخص و واضح است. وقتي وارد قبرستان بقيع ميشويم، قبر زوجات نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم): امسلمه، سوده، عايشه، حفصه، امحبيبه، زينب، امميمونه، صفيه و ماريه قبطيه همه در يک رديف است. خود وهابيها هم توصيه ميکنند که اينجا محل قبر زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است و سلام بدهيد و دعا بخوانيد و ... . حتي قبر عمههاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) کاملا مشخص است. يعني اينها واضح و روشن است. ايشان چگونه خود را مولوي مينامد ولي حقائق تاريخي ثبت شده را انکار ميکند؟!!! ما اين عبارتهاي ايشان را يک ياوهاي از يک ياوه سرا ميدانيم و هدف ايشان، جز ايجاد تفرقه ميان شيعه و سني نيست. از مسئولين محترم استان تقاضا ميکنيم که اين افراد را که تلاش در جهت ايجاد تفرقه ميکنند، مطابق قانون محاکمه و به کيفر برسانند و من هم بر خودم لازم ميدانم که از مسئولين محترم استان سيستان و بلوچستان تشکر کنم و بگويم که دعاي حضرت فاطمه (سلام الله عليها) و امام زمان (عليه السلام) بدرقه راهتان، که جناياتي که همين مولويها در ايرانشهر انجام دادند و يک حوزه علميه را مرکز مهمات کردند براي عمليات تروريستي در ميان اجتماعات شيعه و سني. حتي رسما در اعترافات خود گفتند که ميخواستند چند مولوي را بکشند و به گردن نظام بياندازند. الحمدلله که عنايات أهل بيت (عليهم السلام) اينها را مفتضح کرد و من اين را از جنابعالي تقاضا دارم که اعترافات اينها را و جملاتي از شخصيتهاي برجسته استان سيستان و بلوچستان که اينها را محکوم کردهاند، بارها پخش کنيد تا مردم بدانند حساب أهل سنت از وهابيت جدا است. حساب 5% دلدادگان وهابيت با 95% أهل سنت فرق ميکند. آقاي هدايتي نکته مهمي که ايشان گفته، منکر شهادت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) شده است. بيپايه و اساس بودن اين حرفها کاملا مشخص است. از شما ميخواهيم که با توجه به اسناد موجود در کتب أهل سنت و نمونههايي از سخن علماي شيعه، شهادت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) را ارزيابي کنيد. استاد حسيني قزويني از استان سيستان و بلوچستان و ساير مناطق زنگ زدند و شايد بيش از 200 مورد در مورد شهادت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) سوال شد که در يکي از دانشگاهها، يکي از دانشجويان دلداده وهابيت بر ديوار دانشگاه اطلاعيهاي چسبانده که هر کس ثابت کند حضرت فاطمه (سلام الله عليها) شهيد شده، به او فلان قدر جايزه ميدهيم. ما عطاي او را به لقايش ميبخشيم و جايزهاش را پست ميدانيم. اگر شيعه در طول تاريخ سخن از شهادت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) ميزند، عقيده ثابت در ميان أهل بيت (عليهم السلام) و فقهاء شيعه بوده است. خود مرحوم کليني (ره) به سند صحيح از آقا امام کاظم (عليه السلام) نقل ميکند که: ان فاطمة صديقة شهيدة حضرت فاطمه (سلام الله عليها) همه صديقه است و هم شهيده. کافي، ج1، ص458 همچنين آقاي ثقفي از علماي بزرگ شيعه، صراحت دارد بر اينکه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) شهيد شده است. الشافي، ج3، ص241 سليم بن قيس که از اصحاب امام سجاد (عليه السلام) است، در کتاب خود، ص150 صراحت دارد بر شهادت حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها). از نظر شيعه، با توجه به روايت صحيح کافي و شهادت بزرگان، احدي شک در شهادت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) ندارد. اما از ديدگاه أهل سنت: از برادران أهل سنت که عناد ندارند و دنبال حقيقت هستند و بهانهجو نيستند، تقاضا ميکنم که به اين نکات توجه کنند. جناب امام الحرمين جويني ابوالمعالي، متوفاي 730 هجري و از شخصيتهاي برجسته أهل سنت است. آقاي ذهبي که از استوانههاي علم رجال است از او تعبير ميکند به: الإمام المحدث الأوحد الأکمل فخر الاسلام او امام و پيشوا و محدث يگانه و فخر اسلام بوده است. تذکره الحفاظ ذهبي، ج4، ص1505 همچنين در سير اعلام النبلاء، ج18ص469 ميگويد: کان ابو المعالي امام الائمة علي الاطلاق مجمعا علي امامته شرقا و غربا، لم تر العيون مثله. آقاي ابوالمعالي، پيشواي پيشوايان علي الاطلاق است. بر امامت و پيشوائي او شرق و غرب عالم اتفاق نظر دارند و هيچ چشمي مانند او را نديده است. ايشان با اين ويژگيهايي که بزرگان أهل سنت در مورد او دارند، کتابي دارد به نام فرائد السمطين و در آنجا ميگويد: روزي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نشسته بود و امام حسن (عليه السلام) وارد شد. ديدگان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) که بر او افتاد، ديدگانش اشک آلود شد. سپس امام حسين (عليه السلام) وارد شد و باز هم گريست. علي (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هم وارد شدند و باز هم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) گريست. وقتي از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) علت گريه را پرسيدند، اينچنين فرمود: لما رأيتها ذکرت ما يصنع بها بعدي کأني بها قد دخل الذل في بيتها ... و إني لما رأيتها ذكرت ما يصنع بها بعدي، كأني بها و قد دخل بيتها، و إنتهكت حرمتها، و غصب حقها، و منع إرثها، و كسر جنبها، و أسقط جنينها و هي تنادي: وا محمداه! فلا تجاب، و تستغيث فلا تغاث ... فتقدم عليّ محزونة، مكروبة، مغمومة، مغصوبة، مقتولة. وقتي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را ديدم، به يادم افتاد آنچه که بعد از من، امت من در حق حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ميکنند. گويا ميبينم که ذلت وارد خانه او شده، حرمت او را پايمال کردهاند، حقش را غصب کردهاند، ارث او را منع کردهاند، پهلويش را شکستهاند، جنين او را سقط کردهاند در حاليکه دخترم فرياد ميزند يا محمدا! ولي کسي او را جواب نميدهد. هر چه استغاثه ميکند کسي او را پاسخ نميدهد. اول کسي که از أهل بيت من به من ملحق ميشود فاطمه (سلام الله عليها) است. پيش من خوهد آمد در حاليکه ناراحت و غمگين و حقش غصب شده و شهيد شده است. در عرب، واژه مقتول غير از مات است، يعني کشته شده نه اينکه مرده. آقاي جويني در ادامه ميگويد: پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دستش را بلند کرد و گفت: اللهم العن من ظلمها و عاقب من غصبها و أذل من أذلها و خلّد في النار من ضرب جنبها حتى ألقت ولدها، فتقول الملائكة: آمين. خدايا! لعنت کن هر کس به فاطمه (سلام الله عليها) ظلم کرده؛ و مجازات کن کسي که حقش را غصب کرده؛ و ذليل کن هر کس که زمينه ذلت او را فراهم کرده و در آتش خودت جاودانه نگهدار کسي را که بر پهلوي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) زد و فرزندش سقط شد. در اين هنگام ملائکه گفتند آمين. فرائد السمطين، در ج2، ص34 و 34 از اين عبارت خيلي از قضايا روشن ميشود. گر خانه کس است، يک حرف بس است. آقاي هدايتي چرا اميرالمؤمنين (عليه السلام) با آن همه قدرت خود که اسد الله الغالب بود، از حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) دفاع نکردند؟ استاد حسيني قزويني در رابطه با اين قضيه، سال گذشته در همين شبكه سلام اين سوال مطرح شد و مفصل در اين زمينه جواب داديم. خلاصه جواب اين بود که خود اميرالمؤمنين (عليه السلام) در نهج البلاغه، خطبه سوم معروف به شقشقيه، مفصلا توضيح ميدهد و ميگويد: و طفقت أرتأي بين أن أصول بيد جذاء أو أصبر على طخية عمياء، يهرم فيها الكبير و يشيب فيها الصغير و يكدح فيها مؤمن حتى يلقى ربه فرأيت أن الصبر على هاتا أحجى فصبرت و في العين قذى و في الحلق شجا أرى تراثي نهبا حتى مضى الأول لسبيله فأدلى بها إلى فلان بعده. بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نميدانستم که از حق خودم دفاع کنم، ولي تنها بودم و دست خالي و ياري و ياوري نيافتم؛ يا در يک محيط خفقانزا و تاريک، صبر پيشه سازم. اين محيطي که پيران را فرسوده ميکند، و جوانان را پير، و مردان مومن را تا قيامت اندوهگين ميسازد. بعد از ارزيابي درست، صبر کردم، در حاليکه خار در چشم و استخوان در گلو داشتم و ميديدم که جلوي چشمم ميراث مرا به غارت بردند. همچنين در خطبه 217، اميرالمؤمنين (عليه السلام) ميفرمايد: فنظرت فإذا ليس لي رافد و لا ذاب و لا مساعد إلا أهل بيتي، فضننت بهم عن المنية فأغضيت على القذى، و جرعت ريقي على الشجى، و صبرت من كظم الغيظ على أمر من العلقم، و آلم للقلب من حز الشفار. در برابر ظلمهايي که بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در حق من کردند، به اطرافم نگاه کردم و ديدم که نه ياوري دارم، نه کسي از من حمايت ميکند جز خانوادهام؛ و مايل نبودم که جان آنها را به خطر بياندازم چون نسل پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) براي هميشه قطع ميشد. در حاليکه خار بر چشمم بود، چشمم را بر هم نهادم و با استخوان در گلو گير کرده، جام تلخ را جرعه جرعه نوشيدم و صبر کردم بر خشم خود، بر امري که تلختر از زهر و دردناکتر از شمشير بر قلب بود. آقاي ابن ابي احديد معتزلي در شرح نهج البلاغه، ج1، ص307 ميگويد که اميرالمؤمنين (عليه السلام) ميفرمايد: و أيم الله لولا مخافة الفرقة بين المسلمين، و أن يعود الكفر، و يبور الدين، لكنا على غير ما كنا لهم عليه ... . به خدا قسم! اگر نميترسيدم از اينکه اختلاف افتد بين مسلمانان و دوباره کفر به جامعه اسلامي برگردد و دين نابود ميشود، ميفهميديد که من چه ضربه شستي بر شما نشان ميدادم... . حتي مرحوم علامه مجلسي (ره) در جلاء العيون ميگويد: وقتي وارد خانه اميرالمؤمنين (عليه السلام) شدند و حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) را مورد ضرب و شتم قرار دادند و او نيز ناله زد، اميرالمؤمنين (عليه السلام) از اتاق در آمد و از کمربند يکي از مهاجمين گرفت و بلند کرد محکم بر زمين زد و روي سينهاش نشست. در همين هنگام صداي موذن بلند شد که اشهد ان محمدا رسول الله. علي (عليه السلام) فرمود: زهراء (سلام الله عليها) جان! اگر من بخواهم اينها را از بين ببرم، ديگر نام پدرت بر بالاي مأذنهها گفته نميشود. يعني با ايجاد تفرقه و سوء استفاده منافقين و دشمنان، اصل دين از بين ميرود. حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) عرض کرد: يا اميرالمؤمنين (عليه السلام)! من حاضرم هر مصيبتي را بپذيرم، ولي حاضر نيستم نام پدرم رسول الله از زبانها بيفتد. حتي خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) وصيت کرد به علي (عليه السلام) که: فإن وجدت اعوانا فجاهدهم و ان لم تجد اعوانا فكف يدك و احقن دمك، فإن الشهادة من وراءك. اگر نيرو و کمک داشتي، با اينها جهاد کن. اگر ياور نيافتي، دست نگهدار و خونت را حفظ کن که شهادت پشت سر توست. مستدرک الوسائل، ج11، ص74 - غيبت شيخ طوسي، ص193 - شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد معتزلي، ج20، ص326 در برخي منابع آمده که از خود اميرالمؤمنين (عليه السلام) سوال کردند که چرا دفاع نکردي از همسرت و حق خود؟ حضرت فرمود: اقتداءا برسول الله. نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در 13 سال در مکه، جلوي چشمش، عزيزانش مثل عمار و ياسر و سميه و بلال را شکنجه ميدادند و برخي هم شهيد ميشدند. چون نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بنا نبود که با معجزه کار را جلو برد و چون کمک و ياور و مدافع نداشت، لب فرو بست، حتي دستور دفاع هم به کسي نداد. در برابر بدترين جسارتهايي که به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) کردند در مکه، از خودش دفاع نکرد. لذا آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) هم در اين زمينه صبر ميکند. از آقا امام رضا (عليه السلام) سوال ميکنند که چرا جدت علي (عليه السلام) از حقوق مسلم خود و همسرش دفاع نکرد؟ حضرت فرمود که همانگونه که نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در مکه دفاع نکرد: اقتدي برسول الله في ترک جهاد المشرکين بمکة بعد النبوة ثلاث عشر سنة. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) 13 سال در مکه لب فرو بست و با مشرکان جهاد نکرد. آقاي هدايتي با توجه به اين همه فضائل و مناقبي که در مورد حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) آمده و علماي شيعه و سني هم زياد از اين روايات نقل کردهاند، چگونه اينها منکر فضائل اين بزرگوار شدند و احترامش را پس از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نگه نداشتند و حتي در نهايت بي حرمتي کردند به ساحت مقدس ايشان؟ به تعبير يکي از بزرگان، حتي اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) سفارش ميکرد تا آنجايي که ميتوانيد و از دستتان بر ميآيد در حق اين بزگوار ظلم کنيد، بيش از ايني که ظلم کردند، نميتوانستند ظلم کنند. استاد حسيني قزويني آقاي ذهبي که از استوانههاي علمي أهل سنت است، از ابوحامد غزالي در کتاب السر العالمين، نقل ميکند: از ايشان سوال کردند که آيا «من کنت مولاه فعالي مولاه» صراحت در امامت و حقانيت علي (عليه السلام) دارد يا خير؟ گفت: بله. گفتند: آيا خود خليفه دوم اولين نفري نبود که در روز غدير گفت «بخ بخ لک يا علي، اصبحت مولاي و مولا کل مومن و مومنة». گفت: بله. گفتند که اين در حقيقت تسليم و رضايت است به دستور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نسبت به خلافت اميرالمؤمنين (عليه السلام). ثم بعد ذلک غلب عليه الهوي. حبا للرياسه ... فحملهم علي الخلاف. فنبذوه وراء ظهورهم و اشتري به ثمنا قليلا، فبئس ما يشترون. بعد ازاين قضيه، هوا و هوس بر خليفه دوم غلبه کرد. بخاطر رسيدن به رياست ... اين هواپرستي و رياست طلبي، آنها را وادار بر مخالفت دستور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) کرد. سخنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را پشت سر انداختند و به اندک چيزي (رياست چند روزه دنيا) فروختند. چه معامله بدي کردند. گرچه آقاي ذهبي، از اين جملات غزالي تعجب ميکند و ميگويد: إن الرجل من بحور العلم آقاي غزالي، درياي علم است. از آقاي ذهبي سوال ميکنيم که اگر کسي از بحور علم شد و نيامد وجدانش را مانند جناب عالي زير پا بگذارد و تمام روايات مربوط به أهل بيت (عليهم السلام) را به نوعي خدشه وارد نکند؛ حتي اگر نتوانست مناقشه کند و اشکال رجالي وارد کند، بيايد بگويد که: قلب من شهادت ميدهد که اين روايتي که در فضيلت علي (عليه السلام) است، باطل است. وقتي همچنين مطلبي را آقاي ذهبي ميگويد و نميتواند اشکال رجالي و سندي کند، چه انتظاري است که آقاي ابو حامد غزالي هم مثل شما اينچنين بکند. اين قضايا کاملا روشن بوده و حتي خود اميرالمؤمنين (عليه السلام) در خطبه شقشقيه ميگويد: خلفاء موقعيت مرا ميدانستند، نسبت به حقانيت من کاملا اذعان داشتند، ولي بخاطر چند روز دنيا اين مسائل را ايجاد کردند. در قضيه خلافت اميرالمؤمنين (عليه السلام)، تنها خودش که مخالف اين قضيه نبود، افراد زيادي مخالف بودند. حتي تا 6 ماه، نه بنيهاشم و نه تعدادي از مهاجرين و انصار، زير بار خلافت ابوبکر نرفتند. خود اميرالمؤمنين (عليه السلام) تا وقتي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) زنده بود بيعت نکرد، بني هاشم هم همينطور. البته ما شيعيان معتقديم که تا ابد هم بيعت نکرد. به تعبير شيخ مفيد: و الذي عليه محقق الشيعة لم يبايع علي ساعة قط. آنچه که محققان شيعه بر آن هستند، علي (عليه السلام) حتي يک ساعت هم با خلفاء دست بيعت نداد. اولين کسي که ميتوانست از قداست و موقعيت و محبوبيت خودش در جامعه است علي (عليه السلام) دفاع کند، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) است. ابوذر آمد اعتراض کرد، دست و پايش را شکستند و از مسجد بيرون انداختند. سلمان آمد از علي (عليه السلام) دفاع کرد، او را هم زدند و بيرون انداختند. عمار ياسر را هم زدند و بيرون انداختند. عباس عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اعتراض کرد، شبانه رفتند منزلش و گفتند که هر چه بخواهي از مقام و مال به تو ميدهيم، ولي وارد صحنه نشو. ولي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) نه کسي است که تطميع شود و نه تهديد، آمدند و به قول خودشان ضرب شست اولشان را به حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) نشان دادند تا ديگران هم حساب خود را بکنند که حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) که فرزند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است، در برابر ما ايستاد و ما چنين معاملهاي کرديم با او. بخاطر همين قضايا، اول آمدند نسبت به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) اين مسائل را پيش آوردند تا ديگران درس عبرت بگيرند. إن شاء الله فرداي قيامت، حقائق روشن خواهد شد. گرچه الان هم براي منصفان شيعه و سني و حتي وهابيت، حقيقت روشن شده است. فوج فوج و دسته دسته، اساتيد و محققان و دانشجويان و علماء، يکي پس از ديگري، پس از سالها مذهب خود را رها کرده و به مذهب أهل بيت (عليهم السلام) ميپيوندند. سوالات بينندگان سوال حديثي از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) که فرمود: کساني که نسبشان به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ميرسد، چه از طرف مادر و چه از طرف پدر، سادات محسوب ميشوند. آيا اين حديث درست است؟ جواب ما بر اين عقيده هستيم که کسي اگر مادرش از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) باشد، از سادات است و فرزند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها). فقط بين مراجع تقليد اختلاف است که آيا کسي که مادرش سيد است، به او ميشود خمس داد يا خير. برخي مانند سيد مرتضي علم الهدي (ره) معتقدند که بر کسي که پدر يا مادرش سيد باشد، ميشود خمس داد؛ ولي اغلب فقهاء ما معتقدند که بايد حتما پدرش سيد باشد نه مادرش. ولي از نظر فضيلت و مقام، هيچ تفاوتي بين اين دو نيست، چه مادرش سيد باشد و يا پدرش. سوال ديروز يک برنامهاي در مورد حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) شبكه سلام پخش ميکرد، ولي اشعاري در اين برنامه پخش شد که ايشان را به مقام خدائي ميرساند. چرا اينگونه است؟ شرک به خدا جائز نيست و کسي که قدرت خدا را به غير خدا نسبت بدهد شرک است. جواب اي کاش اين عزيز نمونهاي از اين اشعار را ميخواند و ما با توجه به آن جواب ميداديم. ايشان گفت که اگر کسي قدرت خدا را به غير از خدا نسبت بدهد شرک است. اگر چنانچه بگوئيم که حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) قدرت خدائي داشته، شرک است؛ ولي اگر کسي بگويد: که خليفه دوم قدرت خدائي داشته و در مدينه بالاي منبر بوده و گفته: يا ساري الجبل، يا ساري الجبل. مردم پرسيدند که چه شده؟ گفت: من مشغول خطبه خواندن بودم. ديدم لشکر اسلام که براي فتح نهاوند رفته بودند، دشمن اينها را محاصره کرده و من به اينها گفتم: در کوه پناه بگيريد. بعد از چند ماه که لشکر برگشت، گفتيم: چه خبر بود؟ گفتند: چند ماه قبل که آنجا بوديم، صداي جناب عمر را شنيديم که گفت به طرف کوه پناه ببريد و رفتيم و پيروز شديم. البدايه و النهايه، ج7، ص147 جالب اين است که آقاي ابن تيميه، بزرگ نظريه پرداز وهابيت، اين را به عنوان يک عقيده قطعي و مسلم، در کتاب مجموع فتاوا، ج11، ص276 و منهاج السنه، ج8، ص204 نقل ميکند. همچنين آقاي ابن کثير دمشقي سلفي در رابطه با سيره عمر بن الخطاب ميگويد امور زيادي در رابطه با اينکه عمر از غيب خبر ميدهد ثبت شده است. البدايه و النهايه، ج6، ص201 همچنين همين آقاي ابن تيميه حراني نقل ميکند بعضي از علماء و بزرگان بودند که اينها الاغ مرده را بعد از مردن، زنده ميکردند؛ يعني همان قدرت خدائي. النبوات ابن تيميه، ص213 در کتاب مجموع فتاوا، ج11، ص281 ميگويد که مردي الاغش مرده بود و آمد يک بسم الله گفت و گفت الاغ بلند شو. الاغ زنده شد و راه رفت. در رابطه با شخص ديگر که اسبش مرده بود و به اذن خدا زنده کرد. چرا اگر ما نسبت به صحابه مثل جناب عمر و ابوبکر و خالد قدرت خدائي بدهيم، عين توحيد است؟ ولي اگر همين ها را براي أئمه (عليهم السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) که پاره تن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است و با رضايت او راضي و با غضب او غضبناک ميشود، ثابت کرديم، شرک است. سوال چرا قبر حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مخفي است؟ جواب چون خودش وصيت کرده است. ما در اين رابطه، در فاطميه سال گذشت مفصل صحبت کرديم. چون راضي نبود کساني که نسبت به او ظلم کردهاند، در تشييع جنازه او شرکت کنند. سوال برادران روحاني که در استان سيستان و بلوچستان منبر ميروند، بجاي اينکه از مصائب أهل بيت (عليهم السلام) بگويند، از مسائل أهل سنت ميگويند. ما با اينها چه کنيم؟ جواب بدهيم يا ساکت بمانيم؟ جواب به اين صورت کلي گفتن، گمان نميکنم که صلاح باشد. در استان سيستان و بلوچستان رفتن و منبر رفتن، کار سادهاي نيست. چه بسا يک جمله را بالاي منبر بگويد و همان را بعضي از معاندين و مغرضين بردارند و فتنه تفرقه را در منطقه ايجاد کنند. سوال آيا واقعا حقمان هست که از حقانيت آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) دفاع بکنيم يا نه؟ جواب اينکه ما بايد از حق اميرالمؤمنين (عليه السلام) دفاع کنيم، هيچ شبههاي نيست و در اين مورد هيچ حد و حصر و تقيهاي نداريم. از حق اميرالمؤمنين (عليه السلام) و حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) با تمام توان دفاع ميکنيم. ولي بايد مقدسات أهل سنت را محترم بدانيم. شخصيتهاي مورد نظر آنان را احترام بگذاريم. هرگونه بياحترامي به معتقدات أهل سنت را جرم نابخشودني ميدانيم. سوال اين بدعتهايي که أهل سنت در دين گذاشتند، مانند دست بسته نماز خواندن و وضو گرفتن و ...، در زمان کدام خليفه اتفاق افتاده و گناهش بر گردن کيست؟ جواب نماز خواندن بصورت دست بسته، از زمان خليفه دوم و شستن پا در وضو از زمان عثمان تأسيس شده و دلائل اين عمل را هم إن شاء الله سر فرصت عرض خواهيم کرد. سوال چرا از شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) صحبت شده، آيا واقعا شهيد شده است؟ جواب اگر اين عزيز، ابتداء بحث را گوش ميکردند، هم از منابع شيعه و هم أهل سنت، قضيه شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را عرض کرديم. سوال صحيفه فاطمه چيست؟ جواب برخي از مغرضين، بويژه دکتر قرضاوي، با اينکه چندين بار به ايران مسافرت کرده بود، در يکي از صحبتهاي خود گفته که ايرانيها معتقد به صحيفه فاطمه هستند و قرآني که نزد حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بوده، دو ياسه برابر قرآن رسمي اينها است. اينها دروغ محض است. منظور از صحيفه، کتاب است. کتابي که در اختيار حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بود. مطالبي که بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، جبرئيل امين نازل ميشد و بر حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) املاء ميکرد و اميرالمؤمنين (عليه السلام) مينوشت و بعدا به صورت صحيفه ثبت شده است. سوال در نهج البلاغه، علي (عليه السلام) يک مرتبه از سه خليفه تعريف و تمجيد و تحسين ميکند و بار ديگر مخالف است. توضيح دهيد که چرا؟ جواب اي کاش ايشان، مواردي از تمجيد اميرالمؤمنين (عليه السلام) در مورد خلفاء را ذکر ميکردند تا ما جواب ميداديم. ما هفته گذشته چندين مورد سوال داشتيم که آيا واقعا اميرالمؤمنين (عليه السلام) از خلفاء تمجيد کردهاند يا نه؟ پاسخ اين را، واحد پاسخ به شبهات موسسهمان به من دادند و من آن را کنترل کردم و قرار است روي سايت قرار بگيرد. تمام مواردي که به اميرالمؤمنين (عليه السلام) نسبت دادهاند که از خلفاء تمجيد کرده، دروغ محض است و تمام اينها را با دليل متقن و محکم و دندان شکن جواب داديم. سوال پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) يک کلام سري را به يکي از همسران خود گفته و در سوره تحريم آمده است. آيا اين سر اين بود که بعد از من ابوبکر خيلفه ميشود يا نه؟ جواب امام جمعه چابهار هم، اين روايت را در کتاب راز دل آوردهاند و ما هم آن را جواب دادهايم. روايت ضعيف است. روايت را مرحوم قمي در تفسيرش آورده به عنوان شأن نزول آيه. نه سندي دارد و نه انتسابي به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دارد. مضافا به اينکه اين روايت، متن تندي دارد که ما نقل آن روايت را توسط دوستان در منابر حرام ميدانيم؛ چون موجب ميشود که احساسات و عواطف برادران أهل سنت جريحهدار شود. اين روايت، عبارات تندي دارد. مثلا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به يکي از زنانش برگشت گفت: أنا افشي إليک سرا، فإن أنت أخبرت به فعليک لعنة الله و الملائکة و الناس أجمعين ... ما، همچنين قضيهاي را قبول نداريم و ضعيف است و به مضمون اين روايت هم ملتزم نيستيم. سوال پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) که فرزندان زيادي داشتند، چرا حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از همه عزيزتر بوده است؟ جواب ما از اين عزيزمان سوال ميکنيم که چرا از حدود 10 فرزند ابوطالب، اميرالمؤمنين (عليه السلام) يا از چندين فرزند حضرت ابراهيم (عليه السلام) ، فقط حضرت اسماعيل (عليه السلام) لايق اين مقام شد؟ اينها چيزي نيست که بخواهيم در کار خداوند، چرا بگوئيم. ولي آنچه که محرز است، در مورد قبل از ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، روايات متعدد داريم. حتي نطفه ايشان با خوردن ميوه بهشتي منعقد شده و از روز اول نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اين قضيه را خبر داده بود. وقتي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در رحم مادر بود، قرآن خواندنش در کتابهاي شيعه و سني نقل شده است. ايشان نمونه و الگو بوده و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در حق ايشان فرمود: سيدة نساء العالمين يا فاطمة بضعه مني من آذاها فقد آذاني يا فداها ابوها. وقتي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) وارد منزل ميشد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به احترام ايشان بلند ميشد و روي او را ميبوسيد. اين قضايا در رابطه با ايشان وارد شده و خداوند اينچنين کرد ايشان را، تا ميزاني براي تشخيص حق از باطل باشد. آقاي هدايتي آخرين سوال: در مورد قضيه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از ديدگاه کتب أهل سنت، توضيحي بفرمائيد. استاد حسيني قزويني اين قضيه، يک مسئله قطعي و غير قابل انکار است. حتي ابن تيميه حراني، بزرگ نظريه پرداز وهابيت، با آن همه عناد به أهل بيت (عليهم السلام) و جسارتي که به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) دارد، صراحت دارد در کتاب منهاج السنه، ج4، ص221 که هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را قطعي ميداند. ولي توجيه ميکند و ميگويد: غاية ما يقال انه کبس البيت، لينظر هل فيه شيء من مال الله الذي يقسمه و أن يعطيه لمستحقه |